تبليغاتX
عمارهای رهبر

عمارهای رهبر

سیاسی و اجتماعی

سالروز شهادت خالد اسلامبولی گرامی باد

خالد بن احمد شوقی اسلامبولی یک افسر مصری و عضو گروه جهاد اسلامی مصر بود که به همراه تنی چند از همرزمان مسلمانش در روز ۶ اکتبر ۱۹۸۱ انور سادات رئیس آمریکایی رژیم مصر را روانه جهنم کرد.

او در سال ۱۹۵۵ میلادی در مصر متولد شد. و در مدرسه فرانسوی «نوتردام» قاهره تحصیل کرده، سپس به ارتش مصر پیوست. او در سن ۲۰ سالگی با درجه ستوانی در واحد توپخانه ارتش مصر مشغول خدمت شد.خالد اسلامبولی مدتی با جنبش اسلامی «الجهاد» که مخفیانه فعالیت می‌کرد همکاری داشت.

او پس از برنامه ریزی دقیق در روز ۶ اکتبر ۱۹۸۱ (۱۴ مهر ۱۳۶۰) هنگامی که واحدهای ارتش و نظامیان کشور مصر در سالگرد جنگ رمضان در برابر انور سادات رژه می‌رفتند، در ساعت ۱۲:۴۰ به همراه چند همرزمانش به جایگاه مخصوص حمله کرد. در این حمله علاوه بر انور سادات فرعون مصر، ۵ نفر دیگراز مقامات رژیم او نیز کشته شدند. ۲۸ نفر از جمله ۱۴ افسر آمریکایی نیز زخمی شدند.

خالد اسلامبولی به همراه سه تن از همرزمانش دستگیر و روانه زندان شدند. او و سایر متهمان در قفس‌های فولادی در دادگاه شرکت می کردند. وی طی جلسات محاکمه خود انگیزه‌اش را از قتل انور سادات، بستن پیمان سازشکارانه کمپ دیوید اعلام کرد که خیانتی بزرگ به آرمان رهایی فلسطین بود.

سرانجام خالد اسلامبولی در ۱۵ آوریل ۱۹۸۲ (۲۶ فروردین ۱۳۶۱) به اعدام محکوم شد و حکم اعدام وی در آوریل ۱۹۸۲ به مرحله اجرا گذاشته شد و به شهادت رسید.

وصیت نامه شهید خالد الاسلامبولی

پدر، مادر، خواهران و برادر عزیزم محمد!

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

بر شما باد التزام به احکام اسلام و عمل به قرآن و ترس از خداوند. من شما را به اطاعت از دستورات خداوند دعوت می کنم. امیدوارم به خاطر مشکلاتی که شما را دچار آنها می کنم، مرا ببخشید و مورد عفو قرار دهید.

خداوند ما را برای شهادت در راه خود انتخاب و هدایت کرد و ان شاء الله ما و شما را در بهشت در کنار یکدیگر جمع خواهد کرد.

حاکم جامعه ما طغیان کرده و جباری را پیشه خود ساخته است. امت اسلامی راهی برای خلاصی از او ندارد مگر با قتل او ...

مادرم! ناراحت نباش، چون ما به اذن خداوند در زمره شهدا هستیم. نامه من زمانی به شما خواهد رسید که در دنیای آخرت قرار داریم.

خواهرم انسیه و سمیه و برادرم محمد را به خداوند می سپارم. مبلغ پولی که نزد خواهرم انسیه است، بین فقرا و مساکین تقسیم شود و فرزندانش فاطمه و مروه با تربیت اسلامی و مقید به دستورات شرعی تربیت شوند.

ما با هم تصمیم گرفتیم که فرعون مصر را به قتل برسانیم تا شاید خداوند به خاطر این کار، ما را از ننگ دوستی باصهیونیست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحی و اخلاقی سادات و همسرش را در جامعه علنی ساخته است نجات بخشد.

اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمّدا رسول الله.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 18:24  توسط حسن عدالتی  | 

خواب امام زمان

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان(عج) رو ببینم؟

استاد: شب یک غذای شور بخور،آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت.

شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم!‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم،کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...!

استاد فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏؛‏ تشنه امام زمان(عج) بشو تا خواب امام زمان(عج) ببینی...!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 11:24  توسط حسن عدالتی  | 

شفای فرزند آیت الله مصباح با دعای بهجت العرفا

استاد "محمدحسین بهجتی" فرمودند: در همان سال‌ها آیت الله مصباح قضیه‌ای را برای من تعریف کردند که بد نیست آن را برای شما بگویم. امیدوارم که ایشان و آیت الله بهجت از ما راضی باشند. چنانکه می‌دانید جناب آقای مصباح دارای سه فرزند هستند. دو پسر به نام‌های علی آقا و آقا مجتبی و یک دختر به نام زهرا خانم که بعدها به ازدواج شیخ محمود محمدی عراقی در آمدند. همسر محترمشان هم خواهرزاده آیت الله میرزا حسین نوری همدانی هستند.
جناب حجت الاسلام والمسلمین شیخ علی آقا مصباح از بچگی حالت صرع داشتند، حالت آزاردهنده‌ای بود و همگی ناراحت بودیم. آیت الله مصباح می‌گفت ایشان را به دکتر برده‌ام و گفته‌اند كه این بیماری در بچگی خوب نمی‌شود؛ ممکن است در سن جوانی مثلا بیست سالگی یا بیست و پنج سالگی خود به خود برطرف شود و ممکن است که این حالت تا آخر عمر باقی بماند. به هر حال بچه به سن دبستان رسیده بود و ایشان را در دبستان گذاشته بودند.
جناب آقای مصباح می‌فرمودند: "یک روز وقتی که از درس به منزل آمدم دیدم که علی آقای ما به منزل آمده است، در حالی که تمام لباس‌ها و کتاب‌ها و حتی سر و صورتش پر از لجن است! گفتم چه شده است؟ توضیح دادند که در مسیر بازگشت از مدرسه مبتلا به حالت صرع شده و به وسط جوی پر از لجن افتاده است. بعد مردم جمع شده و ایشان را از وسط جوی برداشته و به منزل آورده بودند. من خیلی متاثر و متحیر شدم که چه کنم؟! اگر بخواهم ایشان را از رفتن به مدرسه منع کنم که درست نیست. اگر بخواهم معلم خصوصی برایش بگیرم که امکانات و وضع مالی‌ام اجازه نمی‌دهد. اگر بخواهم هر روز صبح و ظهر او را به مدرسه ببرم و برگردانم که وقتم اجازه نمی‌دهد و از بسیاری از درس‌ها و بحث‌ها عقب می‌مانم. مانده بودم که چه کنم؟ در این میان قضیه را فقط برای آیت الله مسعودی که با هم به درس آیت الله بهجت می‌رفتیم، تعریف کردم. عصر همان روز که به درس آیت الله بهجت رفتیم.
پس از اتمام درس و وقتی که بقیه شاگردان رفتند، آیت الله مسعودی جریان را برای آیت الله بهجت تعریف کردند و بعد از ایشان درخواست کردند که دعایی بفرمایند. آیت الله بهجت سرشان را پایین انداخته در سکوتی مطلق فرو رفته بودند و حتی لب‌هایشان تکان نمیخورد. دقایقی گذشت و ما گمان کردیم که ایشان به مباحث درس مکاسب فکر می‌کنند و متوجه صحبت آیت الله مسعودی نشده‌اند. ما هم ساکت نشستیم تا دقایقی گذشت. آنگاه ایشان سرشان را بلند کردند و با اطمینان و یقین فرمودند: آقای مصباح فرزند شما سالم است. فرزند شما هیچ عیب و مرضی ندارد. فرزند شما سالم است. ما به منزل آمدیم و بعد از آن روز این بیماری بطور کلی از علی آقا گرفته شد."

الان ده‌ها سال می‌گذرد و بحمدالله هیچ اثری از آن بیماری در جناب علی آقا دیده نشده است. ایشان مقداری درس‌های جدید را خواندند و سپس طلبه شدند و مثل پدر بزرگوارشان از طلبه‌های بسیار موفق هستند و مدتی هم به کانادا اعزام شدند و از شاگردان بسیار موفق آن دانشگاه بوده‌اند.

منبع: وبلاگ "ای داد"

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 23:9  توسط حسن عدالتی  | 

روایت محافظ رهبرانقلاب از «کریسمس با آقا در خانه یک شهید ارمنی»

دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده معظم شهدا از دورانی که ایشان، اوایل جنگ نمایندة امام در وزارت دفاع بود، یعنی معاون شهید «چمران» بود، شروع شد. امام جمعه تهران که شدند این کار را شروع کردند و هم‌چنان هم ادامه دارد. افتخارمان این است که در استان تهران، خانوادة دو شهید به بالا نداریم که آقا خانه‌شان نرفته باشد. تقریباً محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند. تک‌تک این محله‌های خود شما را من حداقل می‌دانم ما خانواده شهید سه شهید و دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند.
حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شیفت کاری‌ام، مسئول تنظیم ملاقات خانوادة معظم شهدا من بودم. به‌همین‌خاطر می‌دانم شرایط و وضعیت چگونه بود. دیدارهای خانواده شهدا، باصفاترین، باحال‌ترین لذتی که آدم می‌خواهد ببرد را دارد. بعضی‌هایش خیلی سوزناک است. یک خانواده شهید می‌روی فقط یک فرزند داشتند که آن هم شهید شده است. خیلی سخت است برای یک پدر و مادر که یک بچه بزرگ کرده باشند، آن بچه‌شان را هم در راه خدا داده باشند. هرچند آن‌ها با افتخار می‌گویند، ولی ما که می‌نشینیم نگاه می‌کنیم، آن خستگی را احساس می‌کنیم.
بعضی از خانواده شهدا با تقدیم چند شهید روحیة عجیبی دارند. به طور مثال خانواده شهید «خرسند»، در نازی‌آباد. خانوادة خرسند چهار تا شهید داده است؛ پدر خانواده، دو فرزند خانواده و داماد خانواده. مادر این شهیدان این‌قدر قدرتمند، باصلابت و بانجابت با آقا صحبت می‌کرد که یکی دو بار آقا گریه کرد.
این فقط اختصاص به شهیدان شیعه ندارد. همة آدم‌هایی که در راه خدا در کشور ما از ادیان مختلف کشته شدند. چه شیعه، چه سنی، چه مسیحی و...
منبع:ماهنامه امتداد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 21:21  توسط حسن عدالتی  | 

"سياست نامه" داستانهاي کوتاه خاطراتي از زندگي شهيد بهشتي

*بهشتي اسم جوان رو داده بود براي شوراي صدا و سيما. گفته بودند ولي اين مخالف شماست، کلي عليه شما دنبال سند بوده! گفت: او جوياست و کنجکاو. چه اشکالي دارد که سندي پيدا کند و مردم رو آگاه کند.

*بني‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بني‌صدر تخلفي نکرده بايد زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختيارات خودم آزادش مي‌کنم. بهشتي مي‌گفت: هر يک ثانيه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوري اسلاميه.

*الآن بهترين موقعيته، براي کمک به پيروزي انقلاب هم هست! نيت بدي هم که نداريم. آمار شهداي ۱۵ خرداد رو بالا مي‌گيم، خيلي بالا، اين ننگ به رژيم هم مي‌چسبه ! بهشتي بدون تعلل گفت: با دروغ مي‌خواهيد از اسلام دفاع کنيد؟ اسلام با صداقت رشد مي‌کنه نه دروغ!

*گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

*رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت…

*با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.

هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

*چندتایی اومده بودند که ما تو بازار فلانی رو خوب می شناسیم. مناسب برای سامان دادن امور اقتصادی دولت و انقلاب. بهشتی گفت: اگه ۵۰۰ هزار تومن خودتون رو بدید دستش، مطمئنید خیانت نمی کند؟ ساکت شده بودند. گفت: کار انقلاب، کار ۵۰۰ هزار تومن نیست که تا این حد هم به او اعتماد ندارید. مواظب بود بیش از توانایی و اطمینان به کسی مسئولیت ندهد.

*می گفت هرچه از غرب به طرف کشورهای اسلامی نزدیک تر میشدیم، بی نظمی و بلبشویی هم بیشتر میشد. می گفت؛ ترسیدم بنای فکری بچه ها به هم بریزه، توجیه شون کردم که این ها ربطی به اسلام نداره. اسلام یه چیزه؛ رفتار ما یه چیز دیگه.

از دیدار امام برمی‌گشت. رفته بود توی فکر. امام خواب دیده بود عبایش سوخته، به بهشتی گفته بود مواظب خودتان باشید. می‌گفت از امام پرسیدم چرا؟ جواب داده بود: «آقای بهشتی شما عبای من هستید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 16:57  توسط حسن عدالتی  | 

اگر دوست شما نماز نمي‌‎خواند او را بكشيد!!!!!

يكي از علماي عربستان به نام شيخ صالح فوزان فتوايي صادر كرده كه به شخص اجازه مي دهد كه دوستش را اگرنماز نمي خواند بكشد.
با آغاز دوباره جدل ها در مورد آرا و فتواهاي افراطي علماي عربستان كه قتل ديگران را به راحتي در موارد گوناگون مثل ترك نماز و ارتباط با نا محرم و.. تجويز مي كنند ،سايت هاي اينترنتي واز جمله اجتماعي مثل فيسبوك دوباره با انتشار فيلمي در سايت يوتيوب مربوط به يكي ازعلماي عربستان به نام صالح فوزان ياد آور شدند كه اين عالم در جواب سؤالي كه از وي پرسيده بودند مبني بر اينكه با كسي كه نماز نمي خواند چگونه بايد رفتار كرد، اين عالم فتوايي داده بود كه اين اجازه را به شخص مي داد كه دوستش را به قتل برساند وبكشد.
اين فتوا ماه دسامبر ۲۰۰۹م صادر شده بود.
اين اولين بار نيست كه علماي عربستان چنين فتواهايي را صادر مي كنند و فتواهاي عجيب ديگري دارند كه همواره مورد بحث و جدل بوده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 16:44  توسط حسن عدالتی  | 

شیعه مظلوم

به دل سوخته‌ي سوخته‌اش خنديديد
به غزل‌هاي برافروخته‌اش خنديديد

اف به روتان! همه‌ي باغچه را داس زديد
تا ابد گُر به دل حضرت عباس زديد

رو به سر ريز شدن كاسه‌ي صبر دريا...
هان ببينيد كنون لشكر ببر دريا...

مثنوي آمده تا نعره‌ي هوهو بزند
بيت در بيت فقط "أينَ تفِرّوا " بزند

بيت در بيت فقط "أينَ تَفِرّوا "؟...آري
واژه در واژه فقط پيچش ابرو؟... آري

خنجر واژه به آن‌ها كه بداني بزند
به فلاني و فلاني و فلاني بزند

باز اين طايفه با دشنه و تيغ آمده است
"سر بدزديد كه هفتاد و دو تيغ آمده است "

اين جماعت پي عشق‌اند و به دريا راهي...
همه بي‌خانه عشق‌اند و به دريا راهي...

دل ز كف داده به دريا، همه مجنون، همه مست...
" پيرهن چاك وغزل خوان و صراحي در دست "

تا غبار از كف پاتابه‌ي شان برخيزد
كبر بيهوده‌ي صد كوه به هم مي‌ريزد

خون اين قوم اگر بند بيايد خوب است!
يد بيضا شده در بند بيايد خوب است!

واي اگر دست قضا حكم به اعجاز دهد
سنگ را بر كَنَد از خاك و به پرواز دهد...

واي اگر هق هق طوفاني دريا برسد
واي اگر وقت رجزخواني دريا برسد

واي اگر نعره‌ي «من حيدري‌ام» را بزنند
به شكافي كه به آن خانه علم را بزنند...

شده با خون، شده با آه؛ كه مي‌گيريمش
مكه از ماست؛ به والله كه مي‌گيريمش

ايهاالناس! حرام است، مبادا برويد!
حج كجا؟ عمره كدام است؟مبادا برويد!

راه اين نيست كه: "يك راست به حج بايد رفت "
گاه فرمان رسد: اي قافله! كج بايد رفت...

كعبه و سنگ بهانه است؛ خودش را درياب
مقصدت صاحب خانه است؛ خودش را درياب

جز پي فتح و ظفر، مكه مگر بايد رفت؟
غير از اين باشد از اين قافله در بايد رفت...

ايهاالناس! حرام است، مبادا برويد!
حج كجا؟ عمره كدام است؟مبادا برويد!

اف به روتان! همه‌ي باغچه را داس زديد
تا ابد گُر به دل حضرت عباس زديد

تا بشر هست شما خوار ابرنكبت‌ها
ننگ اسلام و نگونسار ابرنكبت‌ها

از تمامي جهان مشت و لگدخواهي خورد
و به دستان يل فاطمه حد خواهي خورد

اين قلم آن قلمي نيست كه سرريز شود
هرچه كه تيغ خورد تيز شود تشز شود

اين قلم آن قلمي نيست كه بي سر برود
از بلاسوزي اين معركه ها دربرود

اين قلم آمده تا نعره هوهو بزند
بيت در بيت فقط اين تفروا بزند

سر بدزديد ندزديد رفيق آمدني است...
رقص شمشير و سپس چرخش تيغ آمدني است...

هر كه با آل علي در پي شر مي‌گردد
تيغ گم كرده و دنبال سپر مي‌گردد...

سرنوشتت همه مغضوب دو صد ايل شدن
بنشيند به دلت حسرت قابيل شدن

بنشيند به دلت داغ مسلمان كشتن
داغ مالك كشي و بوذر و سلمان كشتن

هر كه با آل علي در پي شر مي‌گردد

تيغ گم كرده و دنبال سپر مي‌گردد

شعر از :جواد شيخ الاسلامي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 19:58  توسط حسن عدالتی  | 

کجایی مولا

مولای من

در این روزها که شما باید داغدار مادرتان باشید نمیدانم به کدامین چاه غصه ملت مظلوم بحرین را نجوا میکنید.که مدعی بسیار و رهرو...

مولای من 

زمانی که آن فرزند خلف حیدر کرار (سید حسن نصرالله)به نائب شما عرض کرد که نه سلاح میخواهیم و نه نیرو ما را فقط دعا کنید از اقتدار شیعه و فرزند حیدر گریستیم و اکنون که نامه شیعیان بحرین به دست نائبتان می رسد از مظلومیتشان گریانیم و منتظر اشارت قائد

مولای من،مولای من

حال به کمال مفهوم خار در چشم و استخوان در گلوی آن اسد الله را در چهره شیعیانت میبینیم.اشارتی کن که تویی بقیه الله و منتقم

مولای من

شیعه بحرینی در چنگال طاغوت و سلفی به خون غلتیده و ما در اشک و آه در خون دل غلطانیم

اشارتی ،دعایی

که محتاج محتاجیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 22:22  توسط حسن عدالتی  | 

مظلومیت حضرت زهرا (س)

مظلومیت حضرت زهرا (س)


سيد نعمت الله جزائري در « انوار نعمانيه » درباره مناظره اي که بين مرحوم شيخ بهاء و عالمي از علماء اهل سنت که اعلم علماء مصر بود واقع شد نوشته است:
شيخ بهاء چون سفر مکه کرد چهار سال سفرش طول کشيد و دو سال در مصر ماند و ميان شيخ و آن عالم دوستي بود. شيخ به آن عالم اعلام نموده بود که من بر مذهب عامه و اهل سنت هستم.
روزي آن عالم به شيخ گفت که اين طائفه رافضه که در نزد شما هستند در باب شيخين چه مي گويند؟ شيخ بهائي فرمود: که آنها دو حديث براي من ذکر نمودند که من از جواب آنها عاجز ماندم.
آن عالم سني پرسيد که آن دو حديث کدام است؟ شيخ فرمود : مي گويند که مسلم در صحيح خود روايت مي کند که پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود هر که فاطمه را اذيت و آزار برساند پس به تحقيق که مرا آزار کرده و هر که مرا اذيت کند خدا را اذيت کرده وهر که خدا را اذيت کند کافر است. و نيز مسلم در همان کتاب پس از پنج ورق روايت کرده که فاطمه عليها السلام از دنيا رفت و حال آنکه بر ابي بکر و عمر خشمناک بود.
پس من نتوانستم جواب اين دو حديث را بدهم و شيخين را تبرئه کنم . عالم سني به شيخ گفت : من ميروم آن کتاب را مطالعه مي کنم و آن دو حديث را مي بينم تا جوابش را هم براي شما بياورم. رفت و فرداي آن روز به نزد شيخ آمد عرض کرد: من نگفتم که اين رافضه هميشه به ما تهمت مي بندند و در نقل حديث دروغ مي گويند .
من رفتم ديشب کتاب صحيح مسلم را مطالعه کردم ديدم فاصله ي حديث اول با حديث دوم بيشتر از پنج ورق است!!!!!

منبع : قصص العلماء صفحه ۲۲۶

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 21:49  توسط حسن عدالتی  | 

دلیل نامگذاری جهاد اقتصادی؟

دلیل نامگذاری سال "جهاد اقتصادی"

اسلام گرایی و مطالبات دینی، مردمی بودن قیام‌ها، روح استکبارستیزی و توجه به عزت و کرامت انسانی از دست رفته توسط حاکمان دیکتاتور عربی ماهیت اصلی خیزش‌های مردمی منطقه را بیان می‌کند.

رسانه‌های غربی تمام تلاش خود را به کار می‌برند تا این سه مولفه یعنی 1-اسلامی بودن و سمت و سوی دینی این قیام‌ها، 2- مردمی بودن و 3- روح استکبارستیز و تلاش برای احیای عزت و کرامت انسانی بیداری امت اسلامی را زیر سوال برده و بر روی مولفه‌های دیگری مانند نزاع قومیتی، مشکلات اقتصادی و فقر مردم ، تلاش مردم برای کسب آزادی سیاسی،حذف دیکتاتوری و اصلاح قانون اساسی تاکید کنند، و بر همین اساس تحرکات 25 بهمن در ایران و  تحرکات فعلی صورت گرفته در سوریه را ساماندهی و مطرح می‌کنند.

حتی اگر بشار اسد مورد قبول اکثریت جامعه خویش باشد، حاکمیت مادام العمر وی متناسب با شرایط امروز نیست و البته از این جهت قابل نقد است ولی آنچه جنس تحرکات 25 بهمن ایران و تحرکات فعلی سوریه را یکسان می‌کند، تلاشی است که غرب به سرکردگی امریکا و اسرائیل انجام می‌دهد تا توجه افکار عمومی را از سه مولفه اصلی این اعتراضات منحرف ساخته و حرکت مبارزات، علیه دیکتاتورهای منطقه را دچار مشکل سازند تا هم‌سویی بیداری فعلی امت اسلامی با آرمان‌های انقلاب اسلامی و امام خمینی مغفول و نادیده واقع شود.

در واقع دشمن تلاش میکند تا معترضان میدان التحریر و میدان آزادی روز 25 بهمن را یکسان نشان دهد درحالیکه مردم گرد آمده در میدان التحریر و میدان لولو و معترضان لیبیایی و یمنی همان مردم میدان آزادی تهران در روز 22 بهمن و نه اجتماع اندک روز 25 بهمن 89 هستند و این همان نکته ای است که دشمن سعی در انحراف آن دارد.

گفتمانی که معترضان سوری علیه بشار اسد به کار می‌برند یا شعارهای که معترضان میدان آزادی در روز 25 بهمن فریاد می‌زنند به قدری با گفتمان بیداری اسلامی کشورهای بحرین، لیبی،یمن و... متفاوت است که باید از آن به دو گفتمان متفاوت تعبیر کرد.

عقبه جنبش متزلزل  سبز در ايران شعار "نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران" را سر می‌دهند و اتاق فکر خود را در لندن و واشنتگتن تعبیه می‌کنند و اكنون در حوادث "درعا " شعار "نه حزب الله و نه ايران" سر داده می‌شود، در حالی که بیداری امت اسلامی در کشورهای عربی خواب لندن‌نشینان و امریکايی‌ها را آشفته ساخته و رویکردی کاملا مطابق با آرمان استکبار ستیز، ضد غرب و ضد اسرائیل ایران و حزب الله دارد.

دیر یا زود دیکتاتورهای فعلی جهان عرب تن به اصلاحات اساسی داده و مسیر برای مشارکت بیشتر مردم در ایجاد یک نظام سیاسی مقبول و مورد نظر آن‌ها فراهم می‌شود. با این حال، مردم منطقه به دنبال یک الگو  و ساختار مناسب برای تشکیل نظام‌های سیاسی خود هستند.

با توجه به اینکه 30 سال گذشته، جرقه بیداری اسلامی و رهایی از وابستگی به کشورهای مستبد و استعمارگر در کشور ایران زده شده است، اکنون این سوال مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی ایران در چه جایگاهی از نظر اقتصادی و  سطح پیشرفت درهمه زمینه‌ها قرار دارد و آیا آرمان‌های انقلابی امام خمینی موجب افزایش و بهبود سطح زندگی مردم آن شده است یا خیر؟

آیا قطع وابستگی ملت ایران از شرق و غرب موجب پیشرفت آنان شده یا به عکس شرایط سخت‌تری را برای آنان رقم زده است؟

در این رابطه رهبر انقلاب سال 1390 را سال "جهاد اقتصادی نامیده و تاکید کردند: 

"ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامى را در زمينه‌ى حل مشكلات اقتصادى به همه‌ى دنيا نشان دهيم؛ الگو را بر سر دست بگيريم تا ملت‌ها بتوانند ببينند كه يك ملت در سايه‌ى اسلام و با تعاليم اسلام چگونه ميتواند پيشرفت كند"(بیانات رهبر انقلاب/ 1 فروردین90)

توجه به برنامه پنجم توسعه و مولفه‌های دهه پیشرفت و عدالت ضرورت رشد شتابنده و حرکت جهادگونه در این مسیر را برای خنثی کردن نقشه دشمنان در جهت سیاه نمایی از جامعه و نظام سیاسی ایران در اذهان عمومی ضروری می‌سازد و این همان مسئله ای است که رهبر فرزانه انقلاب باهوشمندی آن را تشخیص داده و با نامیدن سال 90 به عنوان جهاد اقتصادی، توجه همگان را به آن معطوف ساختند.
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 21:9  توسط حسن عدالتی  | 

سال نو مبارک

خدایا 

  حول حالنایمان را در احسن ترین حال که تعبیر به کمال این حدیث است قرار ده.

امام صادق(ع)می فرماید:

نوروز،روزیست که قائم ما و صاحب امر ظهور می کند و در این روز،بر دجال چیره شده و او را در کنار کوفه دار میزند.هیچ نوروزی نمی رسد مگر آنکه ما در انتظار فرج هستیم.


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 0:30  توسط حسن عدالتی  | 

چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"

چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"

به مناسبت تغییر ریاست مجلس خبرگان و کنار رفتن کسی که انحرافی (البته مقطعی)در تئوری امام خمینی ایجاد کرد.
غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.
• اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد.
• ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».
• سال 59 از یکی از اساتید یهودی آلمان پرسیدند:«استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را می گویند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 22:1  توسط حسن عدالتی  | 

آغار فعالیت رسانه ای یک مدعی دروغین در بلاگفا

هشدار       هشدار

تحولات خاورمیانه در هفته های اخیر و رو به وخامت گذاشتن وضع جسمی ملک عبدالله (پادشاه عربستان)باعث شد که ترنم دل انگیز یک یار بیش از بیش به گوش برسد و وقتی در احادیث و روایات (البته به وسع خود)غور میکنیم این ترنم رنگ بوی دیگری به خود می گیرد.

امروز بصورت اتفاقی به وبلاگی سر زدم که باعث تعجبم شد!

دشمن به طرز عجیبی فعال شده است دیگر آن چهره آبله روی خود را پنهان نمی کند و به عیان ادعای خود را مطرح می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 18:58  توسط حسن عدالتی  | 

یک خبر طنز که برای آن باید گریست

فائزه هاشمي رفسنجاني ساعتي پيش در تقاطع فاطمي - خيابان وليعصر در حال ليدري، شعار دادن و تحريك مردم دستگير شده بود. 

نیم ساعت بعد:

فائزه هاشمي رفسنجاني دقايقي پيش و پس از اينكه مدعي شد براي خريد لباس به خيابان آمده بود، آزاد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 17:44  توسط حسن عدالتی  | 

وعده الهی

از نشانه های ظهور آن است که ملتهای عرب

حاکمان سفاک خود را به زیر می کشند

                                    بحار الانوار جلد 52 صفحه 220

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 19:56  توسط حسن عدالتی  | 

حرف ما یک کلام محاکمه والسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 12:13  توسط حسن عدالتی  | 

دي سايت: حق با رهبر ايران است

دي سايت: حق با رهبر ايران است

«تفسير رهبر ايران از تحولات خاورميانه منطقي است. مصر پس از اين هر چه بيشتر، از اسرائيل دور خواهد شد و به حكومت مذهبي ايران نزديك مي شود.»
اين تحليل را روزنامه آلماني دي سايت در ارزيابي قيام مردم مصر و تونس منتشر كرد. دي سايت نوشت: ايران نه تنها از تحولات كشورهاي عربي نگران نيست بلكه رهبر مذهبي اين كشور از بيداري اسلامي نام مي برد و بدين ترتيب اتفاقات جديد خاورميانه را با انقلاب اسلامي سال 1979 مقايسه مي كند. اگر در اين تحولات دقيق شويم، خواهيم ديد تفسير رهبر ايران از يك منطق معطوف به واقعيت برخوردار است. دولتي كه پس از مبارك روي كار بيايد، قطعا مذهبي تر از دولت مبارك خواهد بود و اين كار را براي ايران آسانتر مي كند. احتمالا دولت هاي عربي كه بعد از اين انقلاب ها سر كار مي آيند بيش از اسلاف خود سياست ضداسرائيلي در پيش خواهند گرفت. اين نكته نيز ريختن آب به آسياب حكومت ضداسرائيلي ايران است. اصولا جمهوري اسلامي ايران با حكومت هاي دموكراتيك در منطقه مناسبات بهتري دارد تا با حكومت هاي خودكامه.
روزنامه آلماني همچنين نوشت: از زماني كه در تركيه حزب مذهبي عدالت و توسعه دولت را در دست دارد مناسبات بين دو كشور تقريبا هيچگاه به اين خوبي نبوده است و از زماني كه در بغداد نيز نيروهاي اسلام گرا به دولت راه يافته اند مناسبات با عراق خيره كننده است. تهران بايد در منطقه بيشتر از خودكامگان در هراس باشد. در افشاگري هاي ويكي ليكس مي شد خواند كه پادشاه عربستان سعودي سر مار را متلاشي مي خواهد. نخست وزير تركيه اردوغان چنين نظرهايي ندارد. بلكه كاملا برعكس، وي مي كوشد مثلا در مسئله مهم هسته اي واشينگتن را دور بزند و با ايران گفت وگو كند. اردوغان به اين ترتيب سياست غرب را براي منزوي ساختن ايران مي شكند.
دي سايت يادآور مي شود: حكومت اسلامي ايران در جمع دولت هاي مذهبي احساس امنيت بيشتري مي كند زيرا در تمام منطقه نظمي نوين شكل مي گيرد كه تاريخي است در حالي كه ضعف ابرقدرت آمريكا همچنان ادامه دارد. روز از نو روزي از نو.
زود دويچه سايتونگ ديگر روزنامه آلماني به وحشت سران رژيم سعودي از اتفاقات مصر خبر داده و نوشت: شاه و مقامات عربستان نگران خلاء قدرت در منطقه به نفع ايران هستند. آنها نگرانند كه بدون مبارك، جلوگيري از گسترش نفوذ ايران شيعه در منطقه بسيار سخت تر مي شود. از ديد عربستان، مصر بدون مبارك از جبهه ضدايراني خارج خواهد شد و اين جبهه بيشتر به ضعف خواهد گراييد.
اين روزنامه خاطرنشان مي كند: كابوس انقلاب اسلامي ايران اكنون براي سران سعودي زنده شده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 22:50  توسط حسن عدالتی  | 

وعده الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الّا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون

(فصّلت آیه 30)

در سرزمین سلمان ،مردی از قم (ام القراء جهان اسلام) برخاست و بر علیه طاغوت خروشید و ملت را به حق فرا خواند و برگرد او مردمانی جمع شدند که چونان پاره های آهن اند، طوفان آنها را نمی لرزاند .اینان نیرومندترین مردم اند چرا که بر خدا توکل می کنند و گوش به فرمان رهبر دارند از جنگ خسته نمی شوند و از تهدید نمی هراسند.هشت سال جنگ  و بالاتر و سخت تر از ان فتنه ها این ملت را نلرزاند و این حقیقت را ثابت کرد.چرا که این ملت همواره بر مدار ولایت این قلب تپنده اسلام و چراغ هدایت دوران غیبت ،مانده اند.فتنه عمیق گرچه باعث ریزش خواص (خواصی که یادآور دنیا زدگی و آخرت زدودگی اصحابی بود همچو طلحه،زبیر)شد اما باردیگر فرموده امام راحل که جوانان ایران زمین از مردمان دوران رسول الله و امیر المومنین برترند را تعبیر کرد.دیگر برای علی ما چاه سنگ صبور نیست.این باربرای علی ما  محصورشدن در بین اشباح الرجال در کوچه های تاریک متصور نیست چرا که فریاد جوانان از تو به یک اشارت است.علی ما هر زمان دلش از زبیرها خون میشود سر بر چاه فرو نمی برد چرا که بسیج سنگ صبور اوست.دیگراشعث ها صحنه گردانان غائله ها نیستند چرا که در هر غائله و فتنه ای به اشاره علی ،فتنه ها و فتنه گران همچون نوشته های روی شن  با موج سهمگین ملت زدوده می شود.

در طول سه دهه اخیر این انقلاب و این ملت، الگو و الهام بخش بودند بطوری که امام خامنه ای در این خصوص فرمودند : "انقلاب ما توانسته است الهام بخش و الگو ساز باشد و این بر اثر ثبات،استقامت و ایستادگی بر اصول و پایه های اصلی است که این انقلاب  بوسیله امام اعلام کرده است."

این انقلاب الگوساز شد و در بلاد اسلامی باعث ایجاد موج بیداری اسلامی برای تشکیل حکومتی اسلامی شده است.

امروز موج بیداری اسلامی برگرفته از انقلاب ماست که در خاورميانه شكل گرفته، به پاخاسته، مي‌چرخد و مي‌پيچد و حاكمان ديكتاتور منطقه را بهراس انداخته وبرخی را بزیر میکشد و برخی دیگر را به تلاطم انداخته است(البته از این خیزش بزرگ مفری برای اینان نیست).

 اوباما، در چرخش اين موج، سرگيجه گرفته است، يك روز از پذيرش «تغيير» در حاكميت مصر سخن مي‌گويد، روز ديگر بر ضرورت باقي ماندن مبارك در قدرت تاكيد مي‌كند و در همان حال هيلاري كلينتون وزير امور خارجه او، ايستادگي در برابر خواسته مردم مصر و تن ندادن به جابه جايي قدرت در اين كشور را توصيه مي‌كند.

اسرائيل، اما، بي‌پرده‌تر سخن مي‌گويد؛ نتانياهو با وحشت اعلام مي‌كند؛ "(امام)خميني و (امام)خامنه‌اي را مي‌بينم كه اسرائيل را محاصره كرده‌اند و خاورميانه را به تسخير درآورده‌اند"

بار دیگر وعده صادق حضرت روح الله در حال تعبیر شدن است.

آری این حکومت اسلامیست که با افتخار رهبرمان اعلام میکند:"بله ما اسلامی هستیم و به آن افتخار میکنیم و ثابت می کنیم که راه نجات بشر این است و این نکته را جمهوری اسلامی با صدای بلند به همه دنیا اعلام کرد"

امروزتونس ،مصر و فردا اردن ،کویت، یمن و بزودی عربستان در طوفان این موج بیداری در هم پیچیده خواهد شد که صبح نزدیک است(علیک الصبح بقریب)

والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین(عنکبوت آیه 69)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 20:49  توسط حسن عدالتی  | 

سالروز رحلت عالم ربانی عارف واصل سید علی آقای قاضی

سالروز رحلت عالم ربانی عارف بزرگ سید علی آقای قاضی

امروز سالروز وفات آيت‌الله ميرزا سيدعلي آقا قاضي، از عرفاي بزرگ جهان تشيع است.

ایشان در سيزدهم ذي الحجه سال 1285 هجري قمري در تبريز متولد شد، پدرش سيد حسين قاضي، انساني وارسته و از شاگردان برجسته آيت‌الله ميرزا محمد حسن شيرازي بود و از او اجازه اجتهاد داشت. اجداد آقاي قاضي تا چهارده جد، همگي از علماي بزرگ بودند. سيد علي آقا قاضي از همان ابتداي جواني تحصيلات خود را نزد پدر و ميرزا موسي تبريزي و ميرزا محمد علي قراچه داغي آغاز نمود و درس هايي مانند تفسير، ادبيات فارسي و عربي را در همان سالها فرا گرفت.ایشان ادبيات فارسي و عربي را نزد شاعر نامي و دانشمند معروف، ميرزا محمد تقي تبريزي معروف به حجت‌الاسلام و متخلص به نيّر آموخت و از وي اشعار زيادي به فارسي و عربي نقل مي‌كرد.

آيت‌الله بهجت در اين باره فرمود: شب قبل از وفات آقاي قاضى، كسي خواب ديده بود كه تابوتي را مي‌برند كه رويش نوشته شده بود: «توفي ولي الله» (ولي خدا وفات كرد)؛ فردا ديدند آقاي قاضي وفات كرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 22:8  توسط حسن عدالتی  | 

به بهانه سالروز شهادت مظلومانه حضرت محسن بن علی

ماجرای سقط حضرت محسن و شهادت حضرت زهرا
از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آنبزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟
برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[1]
البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانهخالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:
«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفهبا فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[2]

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 21:18  توسط حسن عدالتی  |